محمد مهدى ملايرى

10

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شده است « 1 » . تسوى مسكن اين كلمه در همه‌جا به كسر كاف و به صورت مسكن آمده ولى قياس آن مسكن به فتح كاف است . گرچه اين نام عربى مىنمايد ولى احتمال اين‌كه ترجمه يا تحريفى از نام قديم آن باشد كه پيش از عربها به آن نام خوانده مىشده كم نيست . همچنانكه نام دو تسوى ديگر اين استان يعنى قطربل و بادوريا چنين‌اند . ياقوت محل اين تسو را در نزديكى اوانا در كناره‌ى ، رود دجيل در نزديكى جايى به نام دير الجاثليق نشانى داده است « 2 » . اين تسو داراى شش روستا و يكصد و پنجاه خرمن جا بوده . وظيفه‌ى ديوانى آنجا در فهرست ابن خردادبه سه هزار كر گندم و دو هزار كر جو و يكصد و پنجاه هزار درهم نقد « 3 » . و در فهرست قدامه سه هزار كر گندم و يك هزار كر جو و يكصد و پنجاه هزار درهم نقد آمده است « 4 » . تسوى قطربل اين كلمه را ياقوت قطربّل ضبط كرده و گويد گاهى قطربّل هم گفته‌اند و در هرحال كلمه‌اى است غير عربى و نام روستايى است ميان بغداد و عكبرا كه شراب آنجا معروف است و آنجا هنوز هم گردشگاه خوش‌گذرانها و ميخانه‌ى ميگساران است و در اشعار شاعران از آن بسيار يادشده : گويند تسويى از تسوهاى بغداد هم به همين نام خوانده مىشده و آن‌چه در شرق رود صراة قرار مىگرفته بادوريا بوده ، و آنچه در غرب آن رود قرار داشته قطربل بوده . ياقوت گويد دربارهء اين محل و خوشگذرانيهاى آنجا ، از خلفا و ظرفاء و شعراء و ديگران شعر و خبر به اندازه‌اى فراوان است كه مىتوان از آنها كتابى پرداخت « 5 » .

--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ، ص 237 . ( 2 ) . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 529 ( 3 ) . المسالك و الممالك ، ص 9 ( 4 ) . المسالك و الممالك ، ص 237 ( 5 ) . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 133 و 1350